صفحه اصلی
جستجو پیشرفته
لطفا منتظر بمانید...
محله خبر
اخبار فرهنگی و هنری
تولید، اکران و پخش
آرشیو اخبار

نگاهی به تئاتر کابوس های خنده دار رضا حداد

آرت پرس: سالن استاد سمندریان این روزها شاهد نمایش 'کابوس های خنده دار برای شب و چندتایی هم برای روز' به کارگردانی رضا حداد است.

به گزارش آرت پرس؛ با نگاهی به دیگر آثار حداد پی به خلاقیت و جسارت او در خلق اثری متفاوت می بریم. البته در دنیای امروز که هنر تئاتر نیز مانند علوم دیگر در حال پیشرفت است این روند، امری واضح بوده چراکه تحول و تکامل در اجرای تئاتر در طول تاریخ به ایده پردازی های نو و جسارت ورزیدن در اجرا مدیون است.
من هم با این پیش زمینه روانه سالن نمایش شدم. قبل از ورود به سالن ماسکی را دریافت کردم که عطشم را به تماشای یک اثر با اتفاق های پیش بینی نشده بیشتر کرد، جلوتر که رفتم پچ پچ هایی را شنیدم که به مخاطب گوشزد می کرد نمایش جریان دارد و با ورود به سالن شاهد دیوار و سازه عظیمی با تعبیه شدن حفره هایی در آن بودم که بیانگر یک دکور و حتی یک کار اکسپرسیونیستی بود. به محض نشستن همه مخاطبان بر روی صندلی هاشان با پخش تصاویر بازیگران و روایت آنها از خواب، کابوس و پیامدهای آن بر روی دیواره دکور متحیر شدم چراکه پخش تصاویر بر روی دیواره دکور بافت جالب و خاصی را ایجاد می کرد که حس توهم زیبایی را به مخاطب انتقال می داد و اینگونه تماشاچیان راحت تر با دیالوگ ها و تصویر سازی ذهنی آن ارتباط برقرار می کردند. با باز شدن دکور و پخش ادامه تصاویر بر روی پرده انتهای صحنه و دیدن آب بر روی کف سالن و انعکاس تصاویر بر روی آب و نورپردازی هوشمندانه،کارگردان مخاطبان را وارد دنیای کابوس وار نمایش خود می کند. این سفر، فاصله گذاری و ایجاد عمق، حس خاصی را در مخاطب ایجاد می کرد.
تا همین جا به خودم گفتم کارگردان توانسته در اجرایی و دیداری کردن طرح و ایده های خود در نمایش دادن خیال، تصور و رویاها توسط نمادها، آیتم ها و ابزارهایی چون اشیاء، لوازم صحنه، نورپردازی، تنظیم سطوح و ابعاد صحنه، جلوه های دیداری، بازتابی دوگانه پخش کلیپ موفق بوده باشد.
باورم نمی شد با قرار دادن آب در کف سالن بشود اینهمه جذابیت بصری زیبا  در کنار برداشت های مختلف و متفاوت از آن مثل آبکی بودن جهان، بازتاب دهنده اعمال و ایجاد فضایی حتی سورئال پدید آورد.
به نظرم طراحی صحنه، غافلگیر کننده و همسو با محتوای نمایش شکل گرفته بود به عنوان مثال ورود بازیگرها از حفره های ایجاد شده در دکور همانند این بود که گویی آدم های صحنه از کانال های فاضلابی که خروجی اعمال بشر است وارد صحنه می شوند.
به نظر می رسد نقد تند نمایش از رسالت و جایگاه رسانه ها در دنیای امروز بوده که با بی تفاوتی و سانسور وحشیانه و چشم پوشی از واقعیت های تلخ زمانه، مثل خیلی واقعیت های دیگر به زباله دانی تاریخ پیوسته اند.
استفاده به جا از نماهای معرف و دور، از شهرها و خیابان ها در تصاویر میانه راه نمایش که  تاکید بر بی تفاوتی بشر از کابوس ها و از دست دادن پارامتر زمان بود بستر را به خوبی برای ترور شخصیت، احساس و عاطفه انسان آماده می سازد.
بعد به سرعت دنیا پر از زشتی ها و پلیدی ها شده و هرج ومرج بر هستی حاکم می شود. حتی مرد قانون هم کاری از دستش بر نمی آید و غوطه ور در این  هرج ومرج {نیست} می شود و قوانین بشری و نقض آن هم در این شلوغی ها رنگ می بازد. اینگونه است که مصرف گرایی، ماشینیزم و استفاده ابزاری با فرود مرغان در قفس از بالا به پایین و تعبیه چراغی بر بالای قفس، این مفهوم تلخ و دردناک را به خوبی به مخاطب انتقال می دهد.
نمایش کابوس ها... با ظرافت تمام و با تاکید فراوان در کل اجرا تلاش می کند سیر و پیامدهای مختلف دنیای ماشینیزم را به مخاطبان گوشزد کند: شبیه کابوس های سریالی.  در ادامه، کلیپ  روی پرده و تصویر روی صحنه یکی می شوند و ما در هر دو قاب تصویر آب و موج هایی که توسط بارش قطرات باران ایجاد می شود را مشاهده می کنیم و می بینیم چگونه می تواند امید از زندگی بشر رخت بربندد. آن زمان هست که فضاهای شیشه ای و معماری پست مدرن به کمک کارگردان می آید تا به خوبی تسخیر روح آدم ها را توسط اعتیاد به اجرا درآورد. زندگی حبابی، به اسارت رفتن روح آدم ها و فراگیر شدن این بلای خانمان سوز و سازماندهی شده، دغدغه ای است که کارگردان تلاش می کند با نمادها و بازی های فانتزی و ماشینی بازیگران و پخش کلیپ های تکان دهنده آنرا ارائه دهد.
در جایی دیگر نسل طغیانگر به همه، حتی تماشاچیان و بازیگران خفته در انتهای سالن یا همان آدم های گذشته یورش می برد و هشدار می دهد، اگر بیدار نشویم این کابوس ها نسل آینده، دنیا و رویای کودکی را به ابتذال می کشاند و دیگر چیزی از صداقت و نگاه معصومانه کودکی باقی نمی ماند.
نمایش در ادامه، مخاطبان را دعوت به نتیجه گیری قاطع با مرگ دیکتاتورها و بانیان فلسفه محکوم دنیای امروز می کند تا با ساختارشکنی از درون برخیزند.
نمایش در جایی دیگر چالش بشر امروز با روزمره گی، افسردگی، خمودی و فاصله گرفتن از حرف تا عمل را نشان می دهد.
با ورود عروسک به صحنه نمایش و بازی خوب عروسک گردان، صحنه جان تازه ای می گیرد و بازی دادن عروسک و تصمیم گیری برای سرنوشت آن آنقدر چندش آور اجرا می شود که هر نظاره گری را به قدرت اراده دعوت می کند تا در جستجوی اراده از دست رفته خود  بتواند تصمیم گیرنده سرنوشت خود باشد.
در انتها، نمایش کابوس ها ... یادآور می شود که ما در گردابی هستیم که خود ایجاد کردیم. کابوسی که همیشه با ما خواهد بود و کابوس واقعی، رویدادهایی است که هر روز در اطراف مان جریان دارد.
به طور کل رضا حداد در نمایش کابوس ها... با کمک عناصر صحنه، فضایی را خلق کرد که آدم ها را در خود محصور کرده و دنیای شان را تحت تاثیر قرار داده.
البته انتظار داشتم غیر از مفهوم، تصاویر با فرم و اجرای بازیگران بده بستون های بیشتری داشته باشد. به عنوان مثال در میزانسن ها و حتی بازی سایه بازیگران بر روی پرده و کلیپ های مستند داد و ستدهایی صورت می گرفت. در حالیکه این داد و ستدها در موسیقی و اجرا بیشتر دیده می شد، به ویژه انتخاب هوشمندانه موسیقی در بخش های مختلف؛ به عنوان نمونه، انتخاب موسیقی رپ/متال آمریکایی که وام دار اندیشه های سیاسی چپ بوده، در ابتدای نمایش و انتخاب موسیقی نئوکلاسیک در ادامه اجرا که تلفیقی از موسیقی کلاسیک معاصر و گتیک است یا در اواسط با انتخاب موسیقی پست مدرنی که ترکیبی از موسیقی کلاسیک مدرن و مینیمال می باشد.
اما به نظر می رسد تنها بخش آزاردهنده در موسیقی عدم مهندسی مناسب صدا از لحاظ تنالیته و توزیع مناسب آن در سالن می باشد. با وجود پشتوانه منطقی و فلسفی برای پخش اینگونه صدا، واقعیت این است که مخاطب عام در مواجهه با این حجم صدا که متناسب با سیستم پخش در سالن نبوده، واکنش منفی نشان می دهد. 
نکته دیگری که در کل نمایش آزارم می داد جایگاه سلطان صحنه تئاتر یعنی همان بازیگرانند، چراکه فاقد ابهت، تاثیرگذاری و کارکرد اصیل شان بودند. البته با درک این موضوع که فضای نمایش ایجاب می کرد تا بازیگران هم تحت تاثیر فضای ماشینیزم، و بازی ها به نوعی فانتزی باشد، با این حال به جرات می توان گفت تنها بخشی که کارگردان می توانست بهره بیشتری در ارائه بهتر نمایش داشته باشد، بازیگری بود.
با این همه نمایش کابوس ها... لته های اکسپرسیونیستی از کابوس های ما هستند که به خوبی در یک قاب بزرگتر کولاژ شده بودند و به نظر می رسد رضا حداد توانسته در فضای تئاتر ایران جرقه ایجاد کند تا نسل جدید تئاتر بتوانند با خلاقیت و ابتکار خود آنرا شعله ورتر کنند.
 در پایان می شود گفت این کارگردان به عنوان خالق این اثر گامی موثر در راستای تئاتر تجربی خود برداشته و امیدواریم در آینده ای نزدیک شاهد کاری به مراتب خلاقانه و جسورانه تر، از او باشیم.
امیرانصاری
 
 

شناسنامه


کدخبر: ۲۱۶۱
تاریخ: ۱۳۹۲/۶/۲۳     ساعت: ۹ : ۹
امتیاز به این خبر:
  • 4
سرویس: تئاتر       زیرسرویس: تاتر
انتشار:
ÇÑÓÇá äÙÑÇÊ


äÇã :*
Çíãíá :
äÙÑ :*
ÇÑÓÇá
äÙÑÇÊ


استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.
  • ۱۳۹۹ جمعه ۹ خرداد
  • ٦ شوال ١٤٤١
  • May 29 2020